محمد رضا واليزاده معجزى

124

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

جهت به دست آوردن آن نمىشدم . " ظل السلطان آن‌وقت متوجه شد كه كلاه بزرگى سرش رفته و چاره‌اى جز تسليم ندارد و فورا از حضور شاه مرخص شد . ناصر الدين شاه مدتها در تنهايى از طرز به دست آوردن شمشير مىخنديد و بعدا امر داد آن شمشير را جزو ذخاير خزانه ضبط نمايند و براى خود اختصاص نداد . چنان‌كه تا آخر دوران سلطنت و قبل از آن‌كه ايام وليعهدى او بوده ، ديده يا شنيده نشده كه حتى يك ده به نام او خريدارى شده باشد . چنان‌كه گفته‌اند مظفر الدين ميرزا در ايام وليعهدى نامه‌اى از تبريز جهت ناصر الدين شاه مىفرستد و از او تقاضاى چهار قريه از قراء خالصه آذربايجان را به ضميمه هزار عدد اشرفى مىنمايد . جوابى كه ناصر الدين شاه به وليعهد داده به اين مضمون بوده : " نامه‌ات ملاحظه شد بسيار تعجب كردم براى اين‌كه من يك مملكتى مثل ايران را به تو واگذار كردم و تو قدر آن را نشناخته ، چهار قطعه خالصه كه مربوط به دولت است از من مىخواهى . » « 1 » معلومات ظل السلطان موقعى كه دار الفنون به امر ميرزا تقى خان ساخته شد ، شاهزادگان و اعيان و اشراف درصدد برآمدند كه پسران خود را با علوم جديد آشنا سازند . از جمله شاهزادگانى كه بعدا در اين مدرسه تحصيل كردند ، يكى هم سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان ، ارشد اولاد ناصر الدين شاه بود ولى مشار اليه در اوقاتى كه مشغول تحصيل بود ، استعدادى از خود نشان نداد و خيلى كودن و بازىگوش بود و اوقات خود را به بطالت مىگذرانيد و غالبا باعث بىنظمى كلاس مىشد و اساتيد مدرسه به ملاحظه شاهزاده بودن او تحمل مىكردند و عاقبت الامر كاسه صبر آنان لبريز شد و به عرض شاه رسانيدند كه شاهزاده نه خودش شاگرد درس‌خوانى است و نه مىگذارد سايرين درس بخوانند و ادامه تحصيل او فايده‌اى برايش ندارد . او نه تنها استعداد تحصيل علوم را ندارد ، بلكه ذاتا بازىگوش است و مقررات مدرسه را رعايت نمىكند . با اين حال ظل السلطان به هر نحو بود بالاخره خواندن و نوشتن را ياد گرفت و با زبان فرانسه هم كه در آن اوقات مورد علاقه اشراف بود ، آشنا گرديد . ظل السلطان به خواندن روزنامه‌ها و مجلات علاقه فراوان داشت و با اين‌كه نمىخواست از ناصر الدين شاه تقليد كند ، مطبوعات بيگانه را هم براى او ترجمه مىكردند . ظل السلطان كتابى هم به نام تاريخ مسعودى نوشته است و هرچند اغلاط املائى و تاريخى

--> ( 1 ) . خاطرات من يا روشن شدن تاريخ صد ساله .